محمود كتبى

130

تاريخ آل مظفر ( فارسي )

سيرجان ملاقات شود و رسل را بازگردانيد و خود به تهيهء اسباب لشكر مشغول شد و در ماه صفر « 125 » با فرزند سعيد شهيد سلطان غياث الدين محمد ، متوجه سيرجان شد و سلطان زين العابدين با لشكر عراق برسيدند و در سيرجان مجتمع شدند . سلطان ابو اسحق شرائط مهماندارى بجاى آورد . بعد از چند روز به راه گرمسير عزيمت فارس مصمم گشت . چون در طارم نزول افتاد و لشكر هزاره ملحق شدند ، شاه منصور با لشكرى انبوه بيامد و گذار فرك بر لشكر كرمان بگرفت . سلطان احمد از راه خوش‌نوا « 126 » متوجه نيريز شد و در هيچ موضع توقف نكردند تا به خرمه نزول افتاد . شاه منصور از عقب تاختن كرد روى به شيراز نهاد . در اثناى اين حال فيجى « 127 » از طرف شاه يحيى برسيد كه من همچون باد مىرسم . شما چندان توقف كنيد و به در شيراز مرويد تا من برسم . چندان كه امرا و اركان دولت گفتند سخن او اعتبار مكنيد ، نشنيدند و ده روز در آن ولايت توقف كردند . شاه يحيى نيامد . شاه منصور به شيراز رفت و لشكرى از آنچه داشت زيادت تربيت كرد و بيرون آمد . سلطان احمد از راه سروستان متوجه پسا شد . شاه منصور نيز از راهى ديگر متوجه گرمسير شد . تا در اواخر روز جمعه هر دو لشكر در حوالى فسا به همديگر رسيدند . آن شب مقابله نشد . جمعى مىآمدند و سخن مصالحت در ميان انداخته بودند و آن حكايت تزويرى بود كه شاه منصور مىخواست كه لشكر او تمام به جنگ‌گاه رسد ، تا در روز شنبه پيشين‌گاه محاربه برخاست . شاه منصور با دليران خود همچون كوه آهن از جاى بجنبيدند و به يك حمله لشكر كرمان و اصفهان به هزيمت برآمدند و جمعى گرفتار شدند . لشكر منهزم روى به كرمان نهادند ، سلطان زين العابدين در قطرو جدا شد و به اصفهان رفت . سلطان احمد به كرمان آمد و سلطان ابو اسحق به سيرجان بايستاد . ذكر مسخر شدن اصفهان شاه منصور را و گرفتن سلطان زين العابدين و ميل كشيدن چون شاه منصور را فتحى چنين مهيا شد 189 به شيراز آمد و لشكر كرمان

--> ( 125 ) . جامع : در عشر آخر محرم . ( 126 ) . جامع : خوش‌ناباد . ( 127 ) . نسخهء گزيده : فتحى . كلمهء فيج صورت معربى از « پيك » است به معناى قاصد و فرستاده .